X
تبلیغات
««-(Black Love For Ever)-««
««-(Black Love For Ever)-««

و عشق صدای فاصله هاست صدای فاصله هايی كه غرق ابهام اند



سلام خاله جون


روی ادامه مطلب کلیک کن



:ادامه مطلب:
نوشته شده در شنبه 24 مهر1389ساعت 21 توسط محمد| |

سلام به همگی

اومدم با 2تا آهنگ

اولین آهنگ اسمش هست"دیشب خواب تو را دیدم" از عارف

نمیدونم فیلم سلطان قلب ها رو دیدین یا نه! توی یکی از لوکیشن های فیلم وقتی فردین با لیلا فروهر(که اون موقع یه دختر بچه بوده) وارد کافی شاپ (همون کاباره) میشن صاحب اونجا از فردین که توی فیلم خواننده مشهوری بوده دعوت می کنه تا یکی از آهنگ هاش رو بخونه و ....

برای من که یه جورایی قسمتی از زندگیم رو داره میگه...

البته خواننده آهنگ عارف هست!!!


برای دانلود آهنگ دیشب خواب تو را دیدم از عارف روی متن کلیک کنید



آهنگ دومی هم یک قسمتش آهنگ پیشواز خطم بود.با اینکه قدیمی هست ولی قشنگه، "تیتراژ پایانی برنامه ماه عسل" با صدای "محسن یگانه" با خیال تو هنوزم ....


برای دانلود آهنگ با خیال تو از محسن یگانه روی متن کلیک کنید


نوشته شده در سه شنبه 13 مهر1389ساعت 14 توسط محمد| |

هر چند لحظه صداي انفجار ... بومممممممم!!! خاك ميرفت به هوا! ميون گردوخاك چند نفر پرت ميشدن اين طرف و اون طرف خيابون .... و بعد ....

 

صداي شعار و دادو فرياد ، گردوخاك رو بغل كرده بود!

اونقدر صدا زياد بود كه جيغ و ناله مادر ابراهيم توي اونا گم شده بود! بعد چند دقيقه صداي جيغ قطع شد .... صداي گريه بچه اي تازه دنيا اومده فضاي خونه رو پر كرد! مادر با اينكه درد مي كشيد ازخوشحالي گريه مي كرد! پدر روي سجاده اي كه از گرد و خاك ريخته شده از سقف پر شده بود مهرش رو گذاشته سجده كرد! وقتي از سجده بلند شد ... بوممممم.... گرد و خاك ... سكوت ... تنها صداي كودك مي اومد!!

.

.

.

.

.

.

15 سال گذشت ...

يه پسر يتيم با خواهرش كه پيش خالشون زندگي مي كردن!

 

جووني بود و شور و حرارت زندگي!

موقع رشد و تكامل آدم!

موقعي كه صبح بيدار ميشي مامانت برات 1ليوان آب پرتقال مياره نون سنگك تازه رو برميداري از هر چي دوست داري ميزاري توش بعد نوش جون ميكني! 1ليوان شير رو سر ميكشي!

ميري مدرسه ، دانشگاه ، سوار تاكسي ميشي صحيح و سالم ميرسي مقصد ، سر كلاس بدون سر و صدا درس رو گوش ميدي بعدش ميايي خونه لباست رو عوض ميكني ميري فوتبال و .... با دوستا خيلي خوش ميذره! ميدونم!

.

.

.

.

ابراهيم هر روز صيح قبل از اينكه چشمش رو باز كنه با دست رختخواب خواهرش رو دست ميزد ببينه سالمه! ببينه دستش خوني نميشه! ببينه خواهر زندست!

بعد چشماش رو باز ميكرد و يه نفس عميق ميكشيد!

"خدا رو شكر"

 

بعد بلند ميشد ميرفت يه چايي با نوني كه معلوم نبود واسه چند روزپيشه مي خورد و كتاباش رو دورش يه كش مي انداخت و ميرفت مدرسه ....

بايد پياده ميرفت .... توي مسير 2-3 بار بازرسي ميشد- بايد حواسش رو جمه ميكرد كه سالم بره و برگرده چون ميدونست پدر و مادر مرحومش خواهر گلش رو سپردن دست اين!

 

رفت مدرسه ديد انگار آدرس رو اتشباه اومده!

بيشتر شكل خرابه ميموند تا مدرسه!

دوستش گفتم سلام ابراهيم مدرسه كلا تعطيل شد! (نيش خند تلخي تحويل هم دادند)

 

رفت خونه!

كتاب رو گذاشت و با دوستاش رفتن بازي

بازي جالبي داشتن!

عين بازي هاي پلي استيشن!

پر هيجان و خطرناك!

 

بايد توي هر level سنگي رو پرتاب مي كردن سمت ماشين ها و سرباز هاي اسرائيلي!!

 

اگه دير فرار ميكردن GameOver ميشدن!

مشكل اينجاست بازيشون SAVE نداشت!

هر روز تا مرحله 20 ميرفتن اما روز بعد دوباره بايد از مرحله 1 شروع مي كردن!

 

كلي بازي كرده بودن ولي هنوز قول مرحله رو حتي دكمه كتشم نديده بودن!

 

شب كه از بازي خسته و كوفته بر گشت خونه!

ديد هانيه مثل هر روز داره بازي ميكنه!

پيشوني خواهرش رو بوسيد و گفت آبجي جون خوبي؟

 

هانيه: "آره داداشي خوبم ، واييي چقدر خاكي شدي! بزار بتكونمت"

 

ابراهيم: "هانيه چي شده امروز خيلي خوشحالي"

 

هانيه:"آخه عمو بهم يه عروسك داده،خيلي نازه"

 

ابراهيم با خودش گفت حتما عمو حبيب رو ميگه هموني كه سر كوچه مغازه داره!! اما يادش رفت عمو حبيب 2روزه مغازش با بلدوزر خراب شده!!

 

هاينه گفت من برم بازي كنم تا شام!

 

ابراهيم كف دستاي خواهرش رو كه خاك صورت ابراهيم رو پاك كرده بودن بوسيد و هاينه رفت ...

 

ابراهيم دستش رو زد توي سطل آب وقتي آب رو پاچيد توي صورتش انگار زمان برگشته بود عقب

همون صدايي رو شنيد كه موقع تولد هانیه شنيده

بوم...... جيغ هانيه ... سكوت .... گردو خاك ...... جيغ خاله .....

 

ديگه چيزي نفهميد!

تا اينكه به خودش اومد و ديد توي بيمارستانه سرش روي تخت هانيه هست!

دكتر داشت بيرون با خاله حرف ميزد!

"متاسفم خانوم،انفجار اون عروسك باعث شده بود دستاي دخترتون تا مچ آسيب ببينه! مجبور شديم هر دو دست رو تا مچ قطع كنيم تا قانقاريا نگريه!!"

 

انگار با خنجر داشتن قلب ابراهيم رو از جا ميكندن!

 

از بيمارستان زد بيرون

با اينكه وقت بازي نبود دوباره رفت سراغ بازي

 

هر سنگي رو كه پرتاب ميكرد ميگفت

"عوضيااااااااااا دستاي خواهرم رو پس بدييييييييييين...."

------------------------------------------

دوستاي گلم

ابراهيم هاي زيادي فقط به جرم زندگي كردن در خونشون دارن قرباني ميشن!

 

هانيه هاي زيادي هر روز با اين بمب ها دستاشون رو از دست ميدن!

 

بعضي هانيه ها رو سربازاي هوس باز ميدزدن و ....

 

خاله ها چشم به راه برگشتن خواهر زاده هاشون هست!

 

خيلي از پدرا هنوزم موقع سجده آوار سرشون خراب ميشه و خيلي مادرا لبخند دنيا آوردن بچه آخرين لبخندشونه!

 
ما هم ساكت نشينيم
؟؟؟؟!!!!!

نوشته شده در دوشنبه 12 مهر1389ساعت 15 توسط محمد| |

چند وقت پیش داشتم فیلم 4چنگولی رو می دیدم که توی یکی از لوکیشن های فیلم رضا شفیعی جم داشت یک آهنگ می خوند که آغازش با این بیت بود:


مثال تور ماهیا تار دلم ز هم گسسته

می خوام بگیرم دامنت با این دو دست پینه بسته

دلم میون سینه ام به خون نشسته

مثال قایقای پیر در هم شکسته


گشتم و گشتم تا آهنگش رو پیدا کردم

این آهنگ اسمش هست "مثال تور ماهی ها" که ویگن و جمشید علی مراد خوندن (بقیه هم ممکنه خونده باشند)


کلیک کنید برای دانلود آهنگ مثال تور ماهی ها با صدای ویگن

کلیک کنید برای دانلود آهنگ مثال تور ماهی ها با صدای جمشید علی مراد


راستییییی میخوام یه داستان بنویسم

توی انتخاب موضوع کمکم کنید

یک سوال !!!

اگه گفتید 7روز دیگه چه روزی هست ؟؟؟

نوشته شده در جمعه 9 مهر1389ساعت 15 توسط محمد| |

سلام به دنيايي قشنگي كه با همه ي قشنگياش هنوزم رنگ عشق مشكي هست....


دوباره برگشتم!!!!


خيلي وقت بود نيومده بودم ولي خووووووب

وبلاگ نويسي مرخصي داره ترخيصي نداره


به زودي ميام با يه آپ قشنگ!


گلم ممنون از اينكه اومدي

بازم اين طرف ها بيا همسر عزيزم

نوشته شده در جمعه 19 شهریور1389ساعت 21 توسط محمد| |

همسرم بانوي شرقي
اي زلال جاري پاك
واسه ريشه تن من
تو يه بستري مثل خاك
تنم از حادثه زخمي
توي شهر آهن و دود
مرحم دستهاي پاكت
التيام هر شبم بود
همسرم بانوي شرقي
اي تو مظهر نجابت
دل من هديه به چشمات
بپذير و كن اجابت
همسرم تنها مسافر
روي جاده هاي قلبم
تنها دستهاي تو بوده
گرمي شبهاي سردم
همسرم حس نيازت
تو رگام جاري مثل خون
شونه تو تكيه گاه منِ زخمي منِ ويرون


بانو همسر تنها
شريك شادي و غمها
اي يار روز و شبهام
بانو بي تو كويرم
به عشق تو اسيرم
تنها تويي تو رويام

مرحم همسر تنها
شريك شادي و غمها
اي يار روز و شبهام

همدم بي تو كويرم
به عشق تو اسيرم
تنها تويي تو رويام
بانو دلت يه دريا
حضورت مثل يه رويا
تو اوج آرزوهام
بانو بي تو كويرم
به عشق تو اسيرم
تنها تويي تو رويام

خاتون دلت يه دريا
حضورت مثل يه رويا
تو اوج آرزوهام

مرحم دلت يه دريا
حضورت مثل يه رويا
تو اوج آرزوهام

همدم بي تو كويرم
به عشق تو اسيرم
تنها تويي تو رويام
تـنـهـا تـويـي تـو رويـام
تــنــهــا تــويــي تــو رويــام
نوشته شده در پنجشنبه 26 آذر1388ساعت 10 توسط محمد| |

رمضان آمد و آهسته صدا كرد مرا
مستعد سفر شهر خدا كرد مرا

از گلستان كرم طرفه نسيمي بوزيد
كه سراپاي پر از عطر و صفا كرد مرا

نازم آن دوست كه با لطف سليماني خويش
پله از سلسله ديو دعا كرد مرا

فيض روح‌القدسم كرد رها از ظلمات
همرهي تا به لب آب بقا كرد مرا

من نبودم بجز از جاهل گم كرده رهي
لايق مكتب فخر النجبا كرد مرا

در شگفتم ز كرامات و خطاپوشي او
من خطا كردم و او مهر و وفا كرد مرا

دست از دامن اين پيك مبارك نكشم
كه به مهماني آن دوست ندا كرد مرا

زين دعاهاست كه با اين همه بي‌برگي و ضعف
در گلستان ادب نغمه سرا كرد مرا

هر سر مويم اگر شكر كند تا به ابد
كم بود زين همه فيضي كه عطا كرد مر
سلام به گلهاي ايران زمين
خوبِ خوب هستيد؟؟
ايشالا هر جا كه هستيد هميشه خنده روي لبهاتون باشه
امسال ماه رمضون حال و هواي ديگه اي داره؛نميدونم چرا!!!
نوشته شده در پنجشنبه 5 شهریور1388ساعت 15 توسط محمد| |

سلام گل هاي ايروني

دلم واسه همتون تنگ شده بود

واسه ديدنتون - واسه خنديدنتون - واسه حرفاي قشنگتون

آره!! جدي جدي برگشتم. با كلي تجربه ، با كلي خاطره ، با كلي اشتياق ديدنتون!

يه موقع نگيد محمد(ياسين)  بي وفا شده هااااا

نرفته بودم كه نخوام برگردم الان هم نيومدم كه بخوام برم! مثل هميشه اومدم تا ادامه بدم!

يه خورده گرد گيري(وبلاگ) كردم و حالا شروع كردم به نوشتن.



پ.ن:

آبجي پري خوش اومدي.

صحرا مراقب ناخونات باش و زيادم توي هواپيما شيطوني نكن!

داداش ابي بازم سر بزن.

نن جون خيلي دلم تنگ شده برات،قرار شد بي خبرم نزاريا.


Click here to visit the Emoticons Mail site 

همیشه عاشق باشید

 

Click here to visit the Emoticons Mail siteClick here to visit the Emoticons Mail siteBlack Love For EverClick here to visit the Emoticons Mail siteClick here to visit the Emoticons Mail site

YA30N Click here to visit the Emoticons Mail site


نوشته شده در یکشنبه 18 مرداد1388ساعت 14 توسط محمد| |

پدر در حال رد شدن از کنار اتاق خواب پسرش بود، با تعجب دید که تخت خواب کاملاً مرتب و همه چیز جمع و جور شده. یک پاکت هم به روی بالش گذاشته شده و روش نوشته بود «پدر». با بدترین پیش داوری های ذهنی پاکت رو باز کرد و با دستان لرزان نامه رو خوند :


پدر عزیزم، با اندوه و افسوس فراوان برایت می نویسم. من مجبور بودم با دوست دختر جدیدم فرار کنم، چون می خواستم جلوی یک رویارویی با مادر و تو رو بگیرم. من احساسات واقعی رو با
Stacy پیدا کردم، او واقعاً معرکه است، اما می دونستم که تو اون رو نخواهی پذیرفت، به خاطر تیزبینی هاش، خالکوبی هاش ، لباسهای تنگ موتور سواریش و به خاطر اینکه سنش از من خیلی بیشتره. اما فقط احساسات نیست، پدر. اون حامله است. Stacy به من گفت ما می تونیم شاد و خوشبخت بشیم. اون یک تریلی توی جنگل داره و کُلی هیزم برای تمام زمستون. ما یک رؤیای مشترک داریم برای داشتن تعداد زیادی بچه. Stacy چشمان من رو به روی حقیقت باز کرد که ماریجوانا واقعاً به کسی صدمه نمی زنه. ما اون رو برای خودمون می کاریم، و برای تجارت با کمک آدمای دیگه ای که توی مزرعه هستن، برای تمام کوکائینها و اکستازیهایی که می خوایم. در ضمن، دعا می کنیم که علم بتونه درمانی برای ایدز پیدا کنه، و Stacy بهتر بشه. اون لیاقتش رو داره. نگران نباش پدر، من 15 سالمه، و می دونم چطور از خودم مراقبت کنم. یک روز، مطمئنم که برای دیدارتون بر می گردیم، اونوقت تو می تونی نوه های زیادت رو ببینی.


با عشق،

پسرت،

John

پاورقی : پدر، هیچ کدوم از جریانات بالا واقعی نیست، من بالا هستم تو خونه
Tommy. فقط می خواستم بهت یادآوری کنم که در دنیا چیزهای بدتری هم هست نسبت به کارنامه مدرسه که روی میزمه. دوستت دارم! هروقت برای اومدن به خونه امن بود، بهم زنگ بزن.

نوشته شده در سه شنبه 19 آذر1387ساعت 12 توسط محمد| |



WISH I WAS YOUR LOVER

 

You know I got this feeling that I just can’t hide

I try to tell you how I feel

I try to tell you about I’m me

Words don’t come easily

When you get close I share them

I watch you when you smile

I watch you when you cry

And I still don’t understand

I can’t find the way to tell you

I wish I was your lover

I wish that you were mine

Baby I got this feeling

That I just can’t hide

Don’t try to run away

There’s many thing I wanna say

No matter how it ends

Just hold me when I tell you

I wish I was your lover

I wish that you were mine

Baby I got this feeling

That I just can’t hide

Oh I need is a miracle

Oh baby all I need is you

All I need is a love you give

Oh baby all I need is you

Baby you

......

 

 

 

 

 

 

یه سر اینجا بزنید - خیلی جالبه

 

 



اگه خوشت اومد و خواستي عضو بشي اونجايي كه ازت ميپرسه "دوست تو"

داخل كادر روبروييش بنويس "ya30n" بعد كه عضو شدي

خودم بهت پيغام ميدم و كلي ميتونيم با هم باشيم ....

نوشته شده در چهارشنبه 29 آبان1387ساعت 20 توسط محمد| |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ

 فال حافظ - قالب وبلاگ